فقط شعر
شرمنده ام
گفته بودم
دست بر ديوار دور آن ور دريا مي زنم
و تا هزاره ي شمردن چشم مي گذارم
گفته بودم
غبار قديمي تقويم را
ازش يشه هاي شعر وخاطره پاك نمي كنم
گفته بودم
صداي سرد سكوت اين سالها را
با سرود و سماع ستاره بر هم نمي زنم
اما دوباره دل دل اين دل درمانده
تو را ميهمان سايه گاه ساكت كتاب و كاغذ كرد
هي
هميشه همسفر حدود تنهايي
بگذار كه دفتر دريا هم
گزينه يي از گريه هاي گاه به گاه من باشد
ميلاد
گرمترین ماه سال خدا گرمایش را نه از خورشید که از وجود توگرفته و همین حضور گرم تو این عشق آتشین را برای من داشته و من سراسر نشاطم سراسر شورم.
یک دسته گل نسترن سفید ، با یک دسته گل رز قرمز با شاخه های بلند ، بین تمام گلها یک شاخه سبز به نشانه همیشه سبز بودن وجودت میزارم دست آخر هم برای عطر سبد گلم ، گلهای یاس و سفید و ظریف
را می چینم با یک لبخند ، با نگاه با یک تبسم با یک سلام گرم عاشقانه قشنگ ترین روز زندگیت را تبریک می گم.
